موسسه پژوهشی آب و توسعه پایدار فلات یک موسسه پژوهشی خصوصی در بخش کشاورزی با مجوز رسمی و دایمی از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری میباشد که در سال ۱۳۸۲ تاسیس گردیده است. هدف این موسسه، انتقال علم به عمل برای کمک به افزایش کارایی آب و عملکرد محصولات بصورت کیفی و پایدار در بخش کشاورزی است.
در شرایط اقلیمی ایران، عامل اصلی محدود کننده تولید غذا، کمبود آب است. این موضوع سبب گردیده تا عمده منابع آب کشور در بخش کشاورزی مصرف گردد. متاسفانه اغلب آب مصرفی در این بخش در حین آبیاری و یا پس از آن، به صورت تبخیر از سطح خاک تلف میگردد. لذا موسسه مرکز ثقل فعالیتهای خود را بر کاهش تلفات آبیاری برای افزایش تولید قرار داده است.
در فلات ایران، کمبود آب برای سکونت و تولید محصولات کشاورزی مشکلی دیرینه است. نیاکان ما بخش زیادی از تلاش و همت خود را صرف حل این مشکل نمودهاند که با ابتکارات خارق العادهای همچون حفر قنات همراه بوده است. قناتهایی که ساخت آنها با وجود تلاشهای خستگی ناپذیر چند دهه و بعضاً حتی در طول چند نسل متمادی تداوم مییافته. قناتها آب را از سرریز منابع آب زیرزمینی تامین میکنند. لذا در طول هزاران سال شرایط پایداری را برای فعالیتهای کشاورزی در فلات ایران فراهم نمودهاند. اما با گسترش چاههای عمیق، محل برداشت آب از سرریز، به اصل منابع آب زیرزمینی تغییر نمود. اعمال سیاستهای افزایش جمعیت همراه با تاکید بر ضرورت خودکفایی غذایی نیز مزید بر علت شد. بدین ترتیب منابع آب زیرزمینی که در طول دهها هزار سال تشکیل شده بودند، ظرف مدت کوتاهی رو به اتمام گذاشتند.
این وضعیت که علاوه بر کشاورزی، تداوم تمدن در اغلب نقاط فلات ایران را با خطر جدی روبرو مینمود، ناشی از عقبماندگی علمی جامعه و دولت در شرایط دستیابی به فناوریهای جدید بوده است. موسسه پژوهشی آب و توسعه پایدار فلات با هدف کمک به علمیتر شدن سیاستها و برنامه ریزیهای کلان کشور، در بدو تاسیس خود طرحی را با عنوان “تعیین استراتژی آب برای خودکفایی غذایی و توسعه پایدار” تدوین و به مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری ارایه نمود. هدف این طرح، ارایهی الگو برای مدیریت منابع آب از طریق کاهش تلفات آبیاری بود. الگوها بایستی نشان میدادند که چگونه میتوان با افزایش کارایی آب، غذای مورد نیاز جامعه را با مصرف بخش اندکی از آبی که برداشت میشود، تامین نمود. در آن صورت دولت میتوانست برای ترویج این الگوها سیاستگذاری نموده و همزمان با اعمال آب بهای مناسب، مانع برداشت بیش از حد از آبخوانها گردد. بدین ترتیب تداوم تمدن در مناطق مختلف کشور تضمین میگردید.
در این طرح از تجربیات به دست آمده در دشتهای بزرگ آمریکا برای مدیریت بحران آب زیرزمینی و نیز تجارب همکاریهای مجری در یک طرح تحقیقاتی مربوط به مدیریت یکپارچه آب در آلمان استفاده شده بود. هدف این بود که با اجرای طرح در یک منطقه و کسب تجارب لازم، زمینه پیادهسازی آن در سایر نقاط برای حرکت به سمت توسعه پایدار فراهم گردد.
مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری با توجه به مثبت بودن نتایج کارشناسی، طرح را به دفتر رییس جمهور ارسال نمود که به سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ارجاع داده شد. در سازمان مدیریت طرح مجدداً مورد کارشناسی قرار گرفت. کارشناسان سازمان مدیریت از نزدیک شاهد هزینه شدن مبالغ نجومی در طرحهای غیر علمی در زمینه منابع و مصارف آب بودند. همان طرحهایی که در دهههای بعد منجر به بحران فراگیر آب، شور شدن خاکهای کشاورزی و آلوده شدن فضای شهرها و یا ریزگردها گردید. این موضوع سبب شد که این طرح با استقبال خوبی مواجه شود. دستور رییس جمهور اما در عمل، مورد بی توجهی وزارت خانهها قرار گرفت. با وجود برگزاری جلسات در سطوح مختلف مدیریتی و کارشناسی، سخنرانیها و مکاتبات در این زمینه و حتی انعکاس موضوع در نشریات، انگیزهای در دستگاههای دولتی برای پشتیبانی از این طرح شکل نگرفت. وزارت خانههای ایران فقط نسبت به طرحهای داخلی خود که منجر به جذب هرچه بیشتر اعتبارات دولتی شود علاقه نشان میدادند و بدنه مدیریتی آنها امید و علاقهای به جلوگیری از وقوع فاجعه نداشت.
در دولتهای نهم و دهم رییس جمهور وقت کار را یکسره کرد و به جای مقابله با بحران آب، دستور صدور مجوز برای حفر هزاران چاه عمیق در مناطق ممنوعه را داد. بدنه جامعه و کارشناسان نیز مقاومت قابل توجهی از خود نشان ندادند. بدین ترتیب، مشخص شد که نابودی الباقی منابع حیاتی آب زیرزمینی کشور، قطعی و اجتناب ناپذیر خواهد بود.
لاجرم موسسه پس از یک و نیم دهه تلاش مستمر برای کمک به نجات منابع آب زیرزمینی مجبور به پذیرفتن واقعیتهای تلخ موجود گردید. از آن پس، فعالیتهای موسسه حول محور کاهش خسارات در شرایط پس از بحران سازماندهی شد. در این زمینه افزایش کارایی آب آبیاری و عملکرد محصول از طریق ارایه الگو و مشاوره که قبلاً نیمی از فعالیت های موسسه را تشکیل میداد، به محور اصلی فعالیتها تبدیل گردید.
با توجه به شرایط اقلیمی کشور و تلف شدن بخش مهمی از آب مورد استفاده در مزارع و باغات بصورت تبخیر از قبل از تاسیس موسسه تحقیقات مفصلی برای ابداع یک روش جدید آبیاری تحت عنوان”آبیاری زیرسطحی با لولههای سفالی” صورت گرفته بود. پس از تاسیس موسسه، با توجه به سرعت پیشرفت بحران آب زیرزمینی در کشور و ضرورت تسریع در کاهش تلفات آب در سایر روشهای آبیاری، فعالیتهای اجرایی موسسه به زمینههای آبیاری بارانی، قطرهای و سنتی نیز گسترش یافت.
مطابق با تعریف کارایی آب (وزن محصول تولیدی به ازای هر مترمکعب آب مصرفی) با جلوگیری از تلفات، کارایی آب آبیاری افزایش خواهد یافت. اما چنانچه این موضوع همراه با افزایش تولید یا عملکرد (وزن محصول تولیدی در سطح هکتار) نباشد، فاقد اهمیت و توجیه اقتصادی برای کشاورزان خواهد بود.
برای افزایش عملکرد محصول بایستی علاوه بر تامین رطوبت مناسب، حاصلخیزی خاک نیز افزایش یابد. یک خاک حاصلخیر بایستی فاقد نمکهای مضر و دارای مقادیر مناسبی ماده آلی تجزیه شده یا هوموس برای فعالیت موجودات ریز باشد. در غیر اینصورت به یک خاک مرده تبدیل شده و گیاه در آن رشد نمیکند. از آنجا که بیشترین میزان هوموس در بیوکمپوست موجود است، موسسه از حدود یک دهه پیش تولید این محصول را در دستور کار خود قرار داده است.
برای مقابله با مشکلات موجود در خاکهای مناطق خشک (درصد بالای آهک و قلیائیت زیاد که منجر به تثبیت و غیر قابل برداشت شدن عناصر ریز مغذی میگردد) بیوکمپوست بایستی با گوگرد و سایر عناصر غذایی پر مصرف و کم مصرف و باکتریهای حاصلخیز کنندهی خاک، غنی سازی شود.
نکته مهم دیگر در افزایش حاصلخیزی خاک اغلب باغات و مزارع، ضرورت کاهش نمکهای تجمع یافته در منطقهی ریشه است که مانع برداشت آب و مواد غذایی توسط ریشهها میشود. موسسه از ابتدای تاسیس بررسیهایی در زمینه میزان تجمع نمک در روشهای مختلف آبیاری را آغاز نمود. با توجه به افزایش شدید میزان نمک آب در باغات و مزارع کشور و کمبود تحقیقات کاربردی در زمینه آبشویی نمکهای خاک، ضرورت انجام تحقیقات کاربردی برای تعیین چگونگی خارج نمودن نمکهای مضر از محدوده اصلی فعالیت ریشه گیاه با حداقل مصرف آب احساس میشد که در یکی از قطعات تحقیقاتی موسسه صورت گرفت.
ما معتقدیم که پتانسیلهای زیادی برای افزایش عملکرد وجود دارد که از طریق انتقال علم به عمل به فعل در میآیند. اما انتقال علم به عمل یک شعار نیست و فقط با رعایت اصول و راهکارهای مناسب ممکن میگردد. در حال حاضر بین بخش تولید و مراکز علمی و دانشگاهی شکاف بزرگی وجود دارد. این شکاف از یک سو مانع آشنایی مراکز علمی با مسایل و مشکلات اجرایی و از سوی دیگر مانع ورزیده شدن کارشناسان گردیده است. موسسه برای کمک به رفع این شکاف اجرای الگوها را در دستور کار خود قرارداده است. اصول کاری ما برای ارایه الگوها به شرح زیر می باشند:
آموزش حین عمل به کارشناسان
شناخت دقیق صورت مسئله
بررسی کارایی راه حلها در یک پروسه R&D
انجام تحقیقات کاربردی در زمینه های مورد نیاز، به گونهای که منجر به انتقال حساب شده علم به عمل گردد.